تبليغاتX
بیا و داد بزن هرچقدر دلتنگی

 

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

 

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

 

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه

 

گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود

 

+ نوشته شده در یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 1:23 بعد از ظهر توسط راضیه غنجی |

          

 

"تولدت مبارک"

 

تولد یکسالگی وبلاگمو هم به شما هم به خودم تبریک می گم

آره یکسال گذشت ،یکسال از دلتنگی هایی که براتون گفتم ،یکسال از آشنایی من و تو

تو این یکسال از شما خیلی چیز یاد گرفتم

تو این یکسال از طریق همین صفحه مجازی به عمق رابطه من با خیلی از شما افزوده شد

دوستهای خوبی پیدا کردم،از نظرات همیشه خوبه خیلی از شما استفاده بردم

خیلی وقتها که از دیدن بعضی از صحنه ها رنج می بردم و دوست داشتم داد بزنم تا بقیه هم بفهند که چقدر اندوهم بزرگه ،اینجا انتخاب خوبی بود چون اطمینان داشتم به شما و به همدلی تون...

همیشه منتظر یه فرصت بودم که از خیلی های شما تشکر کنم به خاطر حضورهمیشه پر مهرتون و به خاطر همدردی هاتون...شب میلاد وبلاگم فرصت خوبیه برای این قدردانی.

پس شروع می کنم:

فاطمه بختیاری: که راه اندازی وبلاگش منو به این واداشت که من هم وبلاگ بزنم اوایل خوب به من سر می زند اما از وقتی که به سلامتی ازدواج کرده کم پیدا تر شده((احساساتیه))

زهرا عباسی : یکی از بهترین دوستان و همکاران و هم ماهی های (آبان) گله  منه و من خیلی دوستش دارم (( مهربونه))

کاوه کیا : اوایل بیشتر سر می زد خیلی دلتنگه و بعضی وقتها از زندگی خیلی شاکیه اما دل رئوفی داره(( غصه داره))

حسام الدین مقدس زاده کرمانی:هر وقت هر کدوم از بچه ها بهش میگن" به روزم و منتظر نظرتان "لحظه ای تاخیر نمی کنه میاد و سر صبر نظر می ذاره ((باشخصیته))

امیر پیرنهان : تقریبا یکسال دبیری انجمن شعرمون رو به عهده داشت یه شاعر با صفا و یه پسر بامحبته ،شعراشم معرکه است،خودشم خیلی بامزه ست((دلسوزه))

نجمه ترک پریدری: چند وقتیه خیلی از ما دور شده ،نمی دونم چرا؟

با اینکه خیلی با هم صمیمی هستیم اما کم نظر می ذاره بازم نمی دونم چرا؟

از ج.سالک : نهایت سپاس رو دارم چون به نظرات و حرفاش و ادبیاتش اعتقاد دارم همیشه مفصل نظر میده همونطور که من دوست دارم...نظراتش برام خیلی مهمه ((عجیبه))

رضا ظریفی:سردبیر محترم همشهری محله است منم باهاشون همکاری می کنم

خیلی کم و کوتاه نظر می ده...اما وقتی نظرشو می بینم خیلی خوشحال میشم((زرنگه))

عمران میری:از بهترین دوستان کلاس شعره، خیلی با محبت و دلسوزه ،نظراتش هم بامزه است ،تو حوزه شعر شدیدا دنبال پیشرفته((  خلاقه ))

سارا محقق: از بچه های ساکت دانشگاهه اما وبلاگش بر عکس خودش هیجانی و پر سر و صداست ،همیشه بهم انرژی میده شاید سبک نوشتن اون باعث شد منم دنبال سوژه های اجتماعی برم...

مهدی موسوی: الان ایشون دبیر انجمن شعر ماست،خوب شعر می نویسه،کلا قلمش رو دوست دارم ،قوی و تاثیر گذار می نویسه نه فقط شعر بلکه مقاله و گزارش هم همین طور ،همیشه برای نوشتن منو تشویق می کنه و خیلی موقع ها سوژه به من می ده...((متینه))

کاوه علی اسماعیلی: خیلی شوخی شوخی روابط عمومیه وبلاگمو به عهده گرفت اما خیلی جدی جدی کار کرد  ((شیطونه))

 فهیمه طباطبایی:خیلی با هم خوبیم ،تقریبا خیلی موقع های که به روز می کنم بهش زنگ می زنم و تلفنی مطلبمو می خونم.بهم انرژی می ده بعضی وقتا مثبت ..بعضی وقتا منفی اما مثبتش بیشتره((باراداه است))

 علی شریعتی : از بچه های خوب دانشگاست،سر کلاس هم خیلی خوب درس گوش می ده مثل دکترعلی شریعتی

محمد رسول عاصمی:دوست همین علی شریعتیه بهش می گه دکتر.

وحید ظریفی:برادر جناب رضا ظریفی سردبیر همشهری محله ست خیلی شیطونه

آقای پارسا: احترام خاصی براشون قائلم و خیلی فعالند و دلسوزند.

محمد رضا حلاج:روانشناس توانمندی که من واقعا قبولشون دارم و اردات ویژه ای نسبت بهشون دارم،گذشته ها بیشتر به ما سر می زد ولی جدیدا خیلی کم لطف شدند.

حسن گوهر پور(آدمهای مثلثی):به جرات می تونم بگم دومی نداره...یه شاعر واقعی و یه خبرنگار توانمند و یه آدم بی نظیر

فاطمه و رضا:زن داداش و داداش گلم که بهترین دوستای من هستد

 

 

در آخر از همه دوستانی که پررنگ یا کم رنگ در وبلاگم حضور داشتند نهایت سپاس رو دارم

مثل:سارامهدوی عزیز،علیرضامهاجران،محمدرضازارعی،مهران،سهراب،خبرنگاردست چپ،الهه شعبانی،علی (تورا) و نادیا،امیر هدیه لو،فرشته،علی اکبر خانجانی،روح ا... رجایی،امیر،ابراهیم شادمهر،فاطمه شعبانی، امین ،صبحی،محمد فخار،عبدالخالق بارانزهی،میم. غریب ،سکوت آسمانی،مونا،صدرا امانی،شیطان،حجت،حایری،بهمن علی بخشی،محب اهل بیت،حسین غنجی،حمید رضا و Iscanews.ph

   و همه دوستان دیگه که اگه احتمالا اسمشونو یادم رفته بنویسم منو ببخشند.

 

به جرات می گم حضور و نظرات شماست که به من انرژی می ده و کمکم می کنه که ادامه بدم.

 

 

و دو نفر که هیچ وقت اسمشون در نظرات نبوده اما در واقع نظر اصلی رو آنها به من می دادند دو تا آدم که به عشقشون زنده ام و زندگی می کنم

پدر عزیز و مادر گلم که هر وقت به روز می کنم با ذوق تمام صداشون می کنم و آنها به بهترین نحو ممکن منو راهنمایی می کنند

هیچ وقت اشکی که تو چشمای پدرم حلقه زد وقتی مطلب علی کوچولوی مترو رو خوند یادم نمی ره

هیچ وقت راهنمایی های به جا و درست مادرم در باره ویرایش مطالبم  رو فراموش نمی کنم.

 

 

 

                                  مهرتان همیشه پایدار

 

                               چشم به راه همیشه چشم به راه شما

           

                                                  راضیه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 12:7 بعد از ظهر توسط راضیه غنجی |