تبليغاتX
بیا و داد بزن هرچقدر دلتنگی
 

هیچ چیز پنهانی وجود ندارد، همه چیز

 در زیر نگاهمان  پنهان

 است، زندگی گذشته، حال ، آینده.

همچون سه دختر بچه خندان

که در جاده ای روستایی دارند

آرزوهایشان را با یکدیگر

مبادله می کنند. 

کریستین بوبن

در ضمن همین نویسنده می گه: گاهی

 "نزدیکانمان" لیاقت نامی را که به آنها

می دهیم، ندارند.

+ نوشته شده در شنبه 26 آبان1386ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط راضیه غنجی |

 

سلام
حال همه ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
راستی اگر عمری باقی بود طوری از کنار زندگی می گذریم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد نه این دل واماندگار بی درمان
خبرت دهم سال پیش سال پر بارانی بود
راستی خواب دیده ام خانه ای خریده ام
بی در ,بی دیوار, بی پنجره ,بی سقف , هی بخند
به زودی چهل ساله خواهم شد
خسته ات کردم
نامه ام باید کوتاه باشد
بی هیچ حرفی از ابهام
پس دوباره برایت می نویسم
سلام حال همه ما خوب است
اما تو باور نکن

+ نوشته شده در یکشنبه 20 آبان1386ساعت 11:34 قبل از ظهر توسط راضیه غنجی |

مجید اخشابی در گفتگوی اختصاصی با ایسکانیوز:
ایجاد شبکه موسیقی در رسانه ملی منتهای خواسته موزیسین ها//ممیزی های ارشاد با صدا وسیما تفاوت دارد
تهران - خبرگزاری ایسکانیوز :مجید اخشابی گفت :اگر شبکه ای در رسانه ملی بر مبنای موسیقی ایجاد شود حاضرم همه آثارم را در اختیارشان قرار دهم .

مجید اخشابی روز شنبه در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز" در خصوص شروع فعالیت هنری اش گفت: ورودم به حوزه موسیقی از طریق نوازندگی سنتور بود، نوازندگی سنتور طبق روال همیشگی آموزشش این چنین است که نوازنده باید با ردیف ها آشنا باشد و با گونه ها ، فرم ها و تمام ریزه کاری های موسیقی سنتی ایرانی که بخشی از آن از طریق ردیف و بخشی از طریق قطعاتی که از قدیم به یادگار مانده صورت می گیرد و من به طبع این فراگیری ذهنم منبعث از ردیف ها و فضاهای موسیقی ابتدا سنتی و بعد ایرانی شد.

وی در خصوص گرایشش به خوانندگی در حوزه موسیقی پاپ و تاثیر موسقی سنتی در آثارش گفت: بعد از این که تصمیم گرفتم خوانندگی را انجام دهم تشخیص دادم در حوزه موسیقی پاپ خوانندگی من جلوه بهتری خواهد داشت، بعد از مدتی دیدم ناخودآگاه ساخته هایم بی ارتباط با موسیقی سنتی ایرانی نبود و هر چه می ساختم از فضای فکری ای به وجود می آمد که سال ها در موسیقی ایرانی و دستگاه های ایرانی وقت گذاشته بودم و در سازبندی نیز ناخودآگاه آهنگساز آن سازی را که دوست دارد و تشخیص می دهد موثر تر است نقش بیشتری به آن می دهد و من با وجود اینکه در حوزه موسیقی پاپ برخی از سازها عضو ثابت ارکستر هستند از آن ها در بستر کار استفاده کردم و برای تزئین از سازهای ایرانی و سنتی استفاده می کردم.

 *اولین کارم در گام شور و با سنتور و سه تار بود وی افزود:اولین کارم در گام شور و با سازبندی ارکستر پاپ با سازهایی چون سنتور و سه تار صورت گرفت که اثری با عنوان گمگشته پدید آورد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت و موجب معرفی من به عنوان خواننده به شنوندگان شد. از آن به بعد سعی می کردم هرچه تجربه می کنم با فضای موسیقی ایرانی همخوانی داشته باشد.

نکته دیگر در استقبال آثارم حس زیباشناسی بود که در طی سال ها آموزش، تدریس و اجراهای متعدد برای من پدید آمده بود که می توانستم سلیقه مردم را با توجه به این تجربیات بهتر حدس بزنم و نوآوری هایی را در کارم به وجود آورم که احتمال می دادم مورد استقبال قرار بگیرد،تمام این تجربیات موجب شد که آثاری که عرضه کردم مورد توجه مخاطب قرار بگیرد.

 *ما در حقیقت راویان الحان و نواهای موجود در طبیعت هستیم وی با اشاره به اینکه موسیقی به تنهایی دارای این قدرت نیست که بیشترین تاثیر را بگذارد تصریح کرد: تمام این دریافت ها بدون لطف و محبت خدا قطعا امکان پذیر نبود زیرا خود موسیقی به خودی خود دارای چنین قدرتی نیست،هنرمند اصلی آفریدگار است و تمام این اصوات و الحان در طبیعت موجود است فقط ذهن هنرمند باید با آن ارتباط برقرار کند و آن را دریافت و روایت کند. ما در حقیقت راویان این الحان و نواها هستیم. خالق اصلی همانی است که این چرخ را بنا نهاده و بانگش بانگ موسیقی آسمانی است.

 * خانه موسیقی خانه موسیقی سنتی است وی درباره فعالیت ها خانه موسیقی گفت : راستش را بخواهید با همه احترام و علاقه ام به موزیسین های عضو خانه موسیقی دارم اما باید بگویم که گرایش خانه موسیقی بیشتر به موسیقی سنتی ست تا پاپ . این آهنگساز، نوازنده سنتور افزود:معیار درست معیار نظرات موزیسین های سنتی ما درباره موسیقی پاپ نیست چون وقتی با این نوع موسیقی ارتباط برقرار می کنیم می توانیم زیبایی شناسی آن را دریافت کنیم و کسانی که به طور کلی ارتباطشان با این نوع موسیقی زیاد نیست و زیبایی شناسی این نوع موسیقی را چندان نمی شناسند طبیعتا نظراتشان جامع نخواهد بود.

 مثل این می ماند که موزیسین خوب پاپ آشنایی با موسیقی سنتی نداشته باشد و نظر دهد. این هم درست نیست به همین دلیل وقتی می خواهیم درباره نوعی از موسیقی نظر کارشناسی دهیم باید با آن ارتباط برقرار کنیم. خواننده تیتراژ مجموعه "یک وجب خاک" افزود: کسانی که حرفه ای وارد موسیقی پاپ شدند حرفه ای کار کردند ، آثار خوب و بد را تشخیص می دهند.

 




در واقع آثار و شخصیت های حرفه ای معمولا از درجه مناسبی برخوردارند و ماندگار می شوند و قدمت کاری و اعتبار حرفه ای شان معمولا مشخص است ولی خیلی از آثار هم به وجود می آید که با آشفتگی محتوایی وارد بازار می شود و عده ای هم به آن دل می سپارند.

 وی انتخاب درست و آگاهانه مخاطب را بهترین انتخاب دانست و افزود:اگر شنونده ای در همان لحظه اول خودش قدرت کارشناسی و ارزیابی صحیح یک اثر را داشته باشد می تواند انتخاب خوبی برای لحظات شنیداری اش داشته باشد تا اینکه ما بیاییم کسی را به عنوان ناظر برای سلیقه آن شخص تعیین کنیم. زمانی که شنونده ای حرفه ای آثاری را انتخاب کند این بهترین شیوه برای نرفتن به سمت موسیقی بد است.

 *ذوق آزمایی در عرصه موسیقی موجب اتهام نیست این خواننده با اشاره به اینکه در عرصه موسیقی ذوق آزمایی موجب اتهام نیست گفت: مثلا اگر شما بخواهید صدای خودتان را ضبط کنید و کسی بگوید صدایتان زیباست کسی نمی تواند بگوید چون شما دوره ندیده اید و حرفه ای نیستید صدایتان خوب نیست پس حق ندارید به استدیو بروید و بخوانید، اما زمانی که همین صدا به نوار تبدیل شود و با یک اقبال ویژه روبه رو شود این جا اشکال به وجود می آید.

 وی افزود:بعد از انقلاب تولید مجاز در کشور به عنوان موسیقی پاپ وجود نداشت اگر کسی اثری را ارائه می داد به سختی کار می کرد هر چند همان آثار باعث شد راه هموار شود و موسیقی پاپ به شکل فعلی اجازه ورود به این عرصه را پیدا کند، اولین چیزی که مردم با آن مواجه بودند کمبود تولیدات بود و همین باعث عطش بیشتر مردم شد.

*مردم ممکن است در یک مقطع دچار اشتباه شوند اما بعد راه درست را انتخاب می کنند اخشابی گفت:هر اثری که جنس موسیقی پاپ داشت با استقبال رو به رو می شد و تولید کنندگان هر اثری را تولید می کردند و مردم با هر کیفیتی آن را می خریدند و همین تولیدات بی رویه باعث شد که سلیقه ها فروکش کند ومردم ناخودآگاه هر چه می آمد گوش می کردند همین تکرار گوش کردن ها موجب شد که سلیقه ها ارتقا پیدا نکند.اما بعد از مدتی این تاثیر از بین رفت و مردم دقتشان در گوش کردن بالا رفت و هر کاری را مورد توجه قرار نمی دادند.

اگر کاری فاخر نباشد ممکن است مردم مدتی به آن توجه کنند اما در دراز مدت آن را پس می زنند و مردم ممکن است در مقطع دچار اشتباه شوند ولی در درازمدت حتما متوجه می شوند و راه درست را انتخاب می کنند. وی با اشاره به اینکه تاثیر موزیسین ها و مردم بر سلیقه هم متقابل است، خاطر نشان کرد: هم موزیسین ها بر مردم تاثیر می گذارند و هم سلیقه مردم موجب می شود که موزیسین ها چه اثری بسازند. این یک تاثیر متقابل است. وضعیت موسیقی رو به رشد است و کیفیت بر سلیقه مخاطبین حضور جدی پیدا کرده است.

* دقت نظرها و محدودیت ها در رسانه ملی خیلی بیشتر است مجید اخشابی در خصوص ممیزی های صدا وسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ممیزی های ارشاد به طور کل با صدا وسیما تفاوت دارد آن هم به این دلیل است که تلویزیون باید در این ممیزی ها دقت بیشتری را به خرج دهد زیرا اثری که از تلویزیون پخش می شود خواسته یا ناخواسته مردم به آن گوش می دهند ولی اثری که از طریق وزارت ارشاد مجوز می گیرد مورد انتخاب مخاطب قرار می گیرد و دیگر آن گستره وسیع مخاطبان تلویزیون را ندارد.





 کسی که در حوزه ذهنی اش موسیقی نمی گنجد می تواند آن نوار را نخرد اما در رسانه ناخودآگاه همه یکدست موسیقی را گوش می دهند به همین دلیل است که دقت نظرها و محدودیت ها در رسانه ملی خیلی بیشتر است. باید هم این چنین باشد مخاطبی که در روستایی در دورترین نقطه کشور زندگی می کند و آشنایی زیادی با موسیقی ندارد با کسی که در تهران زندگی می کند با هم شنونده یک اثر در یک لحظه هستند و به دلیل تاثیرات متقابلی که ممکن است این موسیقی بگذارد باید این اثر هر چه بیشتر با این دو طرز فکر متناسب باشد.

ولی در وزارت ارشاد چنین روندی وجود ندارد مخاطب می تواند اثر مورد نظرش را خریداری کند و خطری مخاطب را تهدید نمی کند. وی در خصوص انتخاب ترانه و ترانه سرا گفت: من اول ترانه برایم مهم است فکر می کنم چه کلماتی در سطح چه کسی می گنجد و بعد شروع به کار می کنم.

* من عاشق ادبیات ایران هستم وی در خصوص علاقه اش به ادبیات ایران گفت: من عاشق ادبیات ایران هستم آن هم دوره های پیشین ادبیات. به اعتقاد من قله شعر و سخن را کسانی همچون حافظ و مولانا و سعدی که شعرای نابغه فارسی زبان هستند آن قدر بالا بردند که به سختی کسی می تواند نمایشی داشته باشد که آن را به یادگار بگذارد و کمتر کسی می تواند فاتح این قله باشد. ولی آن چه با عرفان آمیخته باشد بیشتر دوست دارم.

به نظر من خوش ترین جلوه عرفان جلوه شعری عرفان است. وی با اشاره به اینکه در ایران کرسی آموزشی برای موسیقی پاپ وجود ندارد خاطر نشان کرد: هیچ گونه آموزشی در حوزه موسیقی پاپ صورت نمی گیرد و بسیاری از موزیسین ها موسیقی علمی را موسیقی کلاسیک می دانند، اما خوشبختانه اساتید خوبی در این حوزه وجود دارند که می توان از تجربیاتشان استفاده کرد.

 * ایجاد شبکه موسیقی در رسانه ملی منتهای خواسته تمام موزیسین های حرفه ای اخشابی در پاسخ به خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه اگر شبکه ای در رسانه ملی بر مبنای موسیقی تولید شود حاضر است چه کاری برای این شبکه کند گفت: من حاضرم کلیه آثارم را در اختیارشان قرار دهم زیرا همین اعتمادی که مردم به لحاظ کیفیت، دقت و سلامت به رسانه ملی دارند ماهم داریم.

 اگر در رسانه ملی این کار را بکنند من هیچ دریغی نمی کنم و حاضرم تمام آثارم را تصویری کنم،من فکر می کنم منتهای خواسته تمام موزیسین های حرفه ای هم همین باشد. مجید اخشابی متولد ۲۷/۱۰/۱۳۵۱ است و از ۱۲ سالگی کار موسیقی و در سن ۱۷و۱۸ سالگی کار تدریس راشروع کرده است تاکنون دو آلبوم با نام های" گمگشته" و "همراز" را وارد بازار کرده است .

 ساز تخصصی وی سه تار و سنتور است که تبحر خاصی در نواختن آن ها دارد . نکته جالب توجه این که کارش را بدون استاد و مربی شروع کرده وی هم اکنون دانشجوی دوره کارشناسی ارشد موسیقی است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط راضیه غنجی |

گزارش ایسکانیوز از بزرگداشت عمران صلاحی در خانه هنرمندان
آقای صلاحی دیشب جایتان خیلی خالی بود
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: آقای صلاحی دیشب درخانه هنرمندان مراسم بزرگداشت تان را برگزار کردند جمعی از دوستان و علاقه مندانتان هم آمده بودند جایتان خیلی خالی بود مخصوصا وقتی علیرضا خمسه «مجری» می گفت: عمران صلاحی شعر بخوان.

به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"در مراسم بزرگداشت عمران صلاحی که شب گذشته به همت خانه هنرمندان و با حضور جمعی از شاعران، طنزپردازان، نویسندگان برگزار شد، علیرضا خمسه که اجرای این مراسم به همراه پگاه احمدی به عهده داشت گفت: آقای صلاحی شعر بخوان و کلیپی از شعر خوانی عمران صلاحی پخش کردند اینجا بود که خیلی دلم می خواست خودتان آنجا بودید و برایمان شعر می خوانید شما هم خواندید: "مرگ از پنجره بسته به من می نگرد/ زندگی از دم در قصد رفتن دارد" دلمان گرفت و کام مان تلخ شد آقای صلاحی.
شهرام رجب زاده «شاعر» گفت: بگذارید حرف آخرم را اول بزنم عمران صلاحی قطاری است که نایستاد. عمران شاعری پویا بود که هرگز از جستجو و حرکت باز نماند. شعر عمران قطاری بود که نایستاد و اگر به کارنامه عمران رجوع کنیم می بینیم که خیلی زود با نخستین مجموعه شعرش خود را در قامتی متشخص شناساند و مخاطبش را پیدا کرد.
وی درخصوص زبان شعری عمران افزود: زبان شعری نرم و روان و سالم و نزدیک به گفتار روزمره از نخستین ویژگی های شعر عمران است. نگاه تصویری متکی بر تصاویر نو اما عاری از تکلف و تصنع. شعر عمران هرگز خالی از تصویر نیست و نو بودن تصاویر و جوهره نگاه عنصر خیال شعر عمران را تشکیل می دهد اما هرگز ما با راهبندان خیال مواجه نیسیتم و تلاش تصنی پشت این حرکت دیده نمی شود. از ویژگی های دیگر شعر عمران حضور همیشگی و موثر "عاطفه" در شعر عمران است، آن هم بدون در غلطیدن در احساساتی گری رقیق. خواننده ای که با شعر های عمران برخورد می کند بیش از هر چیز ارتباط عاطفی با شعر های عمران برقرار می کند.
وی اندیشه عمران را سیراب شده از دو آبشخور "تغزل" و "اجتماع" دانست و خاطر نشان کرد: عمران تنها شاعری است نگاه تغزلی خاص خود را دارد. هم زیباترین شعرهای عاشقانه زمان ما سروده است و هم شاعری است که با نگاه حساس و جامعه خودش نگاه می کند و فراموش نمی کند در بین کدام مردم و در کجا زندگی می کند.
رجب زاده افزود: سیر عمران در جهانی عاری از فضل فروشی و فلسفه بافی و ارعاب مخاطب است اندیشه را در شعر مهم می داند اما احساس نمی کند که برای بروز اندیشه باید در ظاهر پیچیده و متکلف سخن گوید و طوری گرد و خاک کند که خواننده مرعوب شود.
فضل فروشان شعرنمی گوید از این رو دنیای عمران دریافتی ساده و تا حدودی کودکانه است.
ویژگی دیگر ان دلبستگی اش به وزن است اعم از اوزان سنتی و عروضی است،در غزل نو عمران بی تردید از چهره های فراموش شدنی غزل معاصر است.
در شعر محاوره ای فارسی عمران بر قله این شق شعر تکیه زده است. شعر محاوره ای عمران در زمره شعرهایی نیست که به ضرب زور محاوره ای شده باشد بلکه طبیعت این شعر پیوسته با فرهنگ و نگاهی است که جز محاوره ای بودن شکل دیگری برای برزو ندارد.
وی ثبت حس های کودکانه را در دیگر ویژگی هایی دانست که عمران دانست و خاطر نشان کرد: ثبت حس های کودکانه ترسیم فضای کودکانه در شعر فارسی و انتقال آن ویژگی است که به اعتقاد من سرآمد همه شاعران معاصر است.
وی افزود: عمران از معدود شاعرانی بود که تا آخرین لحظه در پی تجربه فضاهای تازه بود و باید اعتراف کنیم تعداد چنین شاعرانی در عرصه شعر معاصر زیاد نیست.
شعرهایی که عمران صلاحی در زمان جنگ گفته است کمتر شاعری توانسته حس و حال روزهای جنگ و بمباران را تا این حد زنده و استخوان سوز ترسیم کند.
وی افزود:عمران نجیب و فروتن و ساده که ویژگی سادگی را برای شعرهایشان انتخاب کرده بود و از درونش می جوشد آنجایی که طبیعت شعر اقتضا می کرد از پیچیدگی و تو در تویی کلام و پیچیدگی ظرافت شعری می گریزی نداشت، در این عرصه هم به نحو شگفت آوری موفق بود عمرانی که دلبستگی انکار ناپذیری، به وزن داشت وقتی طبیعت شعر او را به سمت بی وزنی سوق می داد از تن دادن به این عرصه جدید گریزی نداشت.
وی، افزود: همه ما پذیرفتیم که میان هنرمند و اثری هنری تفکیک است همه بر این تاکید دارد که در نقد هنری حساب اثر از موثر جداست اما شاید حرف من به مذاق بسیاری از دوستان منتقدم خوش نیاید.
به اعتقاد من توفیق عمران مرهون فروتنی او بود امری که همگان بر آن اتفاق نظر دارند چه بخواهیم و چه نخواهیم شخصیت هنرمند بر هنرش تاثیر دارد در نقد این دو را، تفکیک می کنیم اما در عمل غیر قابل تفکیکند هنر وقتی شکل می گیرد که از درون هنرمند عبور می کند و ردپای هنرمند در اثر هنری اش باقی می ماند.
رجب زاده در پایان گفت: شعر عمران قطاری است که گاه در مه گاه زیر تابش آفتاب با واگن هایی از خاطره های تلخ و شیرین و بار غم و شادی سوت می کشد و گهگاه در ایستگاههایی می ایستد اما هرگز متوقف نمی شود. سفر عمران ایستگاه پایانی ندارد .
علیرضا بهنام نیز گفت: در میان شاعران یک عصر صداهایی است که باید زمانی بگذرد که آن طور که شایسته است شنیده شوند اینها شاهدان خاموش عصر خویشند و صبورانه زندگی مردم آن عصر را با تخلیل شگفت انگیز و در دریافتی هوشمندانه ثبت می کنند تا پس از آنان آیندگانی زندگی آن روزگار را آن طور که شایسته است به یاد بیاورند.
صدای عمران صلاحی شاعر از این دست صداهاست صداهایی که تازه بعد از درگذشتنش شاعر اوج می گیرد و به وضوح شنیده می شود اما به راستی این صدا کدام ویژگی را در خود دارد که اینچنین آن را به زمانه ای بی زمان پیوند زده است.
صلاحی شاعری جستجو گر است و در آزمودن شیوه نوین دست برنداشته است. سخن گفتن از شعر او به طور کلی امری دشوار و یا غیر ممکن تبدیل می کند.
وی افزود: عمران صلاحی در شعرهای سپید خود شاعری روایت گر و تصویر پرداز است این امر او را در زمره ادامه دهندگان سنت نیما در شعر معاصر دسته بندی می کند با این همه شیوه خاص او در به کار بستن موضوعی است که به شعر صلاحی تشخص ویژه ای بخشیده است.
راستی آقای صلاحی در بین برنامه کاریکاتورهایی که از چهره دوستان و شاعران کشیده بودید هم برایمان پخش کردند چقدر عمیق بود و چقدر ساده. چهره های منوچهر احترامی، صمد بهرنگی، صادق چوبک، پرویز شاپور، حسین معصومی همدانی، بهرام صادقی، هوشنگ مرادی کرمانی، علی اکبر دهخدا، ابوالقاسم حالت، هوشنگ گلشیری، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، نیما یوشیج، جلال آل احمد ، هوشنگ معمار زاده، مهد قاضی، خسرو شاهانی.
پسرتان یاشار هم آمده بود و برایمان از کاریکاتورهایتان گفت و از سادگیتان که همه می گویند اما شنیدنش از دهان پسرتان لطف دیگری دارد.
یاشار گفت: یکی از جنبه های که کمتر به آن پرداخته شده جنبه کاریکاتوریست بودن پدر است یکی از بازی های کودکی من این بود که پدر کاریکاتور را نصفه می کشید و من کامل می کردم او با هنرش یکی شده بود و نگاه هنرش به جهان دقیقا نگاه خودش به زندگی است و همان نگرش و جهان بینی را می توان در آثارش دید طرح هایی که با کمترین خرج بیشترین حرف را می زند طرحی هایی که بدون طرح اولیه و اتود مستقیما روی کاغذ آمده است. کاریکاتورهای پدر امضاء خودش را دارداگر امضاء عمران به آن الف بلند را زیر کاریکاتورهایش نبینیم متوجه می شویم که این کاریکاتورهای عمران صلاحی است.
آقای صلاحی مرتضی مجد فر هم خبر داد که می خواهد اشعار فارسی تان را به ترکی ترجمه کند امیدوارم که از شنیدن این خبر خوشحال شده باشید.
در این مراسم صالح عطایی، لیلا صادقی و اردشیر رستمی مقالاتی را در خصوص شخصیت صلاحی خواندند.
ای کاش وقتی زنده بودید این مراسم را برگزار می کردند تا این لبخندهای تلخ بر لبهای مان نمی نشست.
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط راضیه غنجی |