با همین دست به دستان تو عادت کردم
این گناه است ولی جان تو عادت کردم
جا برای تن گنجشک زیاد است اما
به درختان خیابان تو عادت کردم
اي آنكه خداوند تو را پيش از آفرينش آزمود
و تو را شكيبا يافت بر آنچه برايت رقم مي زد ...
امروز، روز رفتن توست ...
فردا
روز آمدن مردي از ديار تو ...
مگر نه اين كه دعاي مادر مي گيرد ؟
و تو كه بزرگ ترين مادري ...
براي ظهور او
براي حضور ما
براي آمدنش
براي آماده بودن ما
دعا كن ...